اميري سنقري
روح الله اميري سنقري متخلص به « امير»- متوفي12 مهر ماه 1384 در زادگاه خود شهر سنقر مدفون است.
اميري به وسيله ي زبان شعر تاريخ ، فرهنگ ، سنت ، آداب و رسوم شهرستان سنقرو كليايي را به زبان هاي فارسي ، كردي و تركي محلي با مهارت خاصّي به نظم كشيده است .
در زمان چاپ ديوان اين بزرگوار وقتي اقدام به نوشتن شرح حال وي شد ، با كمال فروتني نوشته اند ، علاقه اي به نوشتن بيوگرافي ندارم ، چون در سراسر زندگي ام هر چه هست ملال آور و خسته كننده مي باشد .
خلق و خوي بزرگ منشانه و رفتار با متانت و عاري از خشونت و تظاهر و همراه افكار مترقيانه شعر هاي وي ، ايشان را از هر جهت از ديگران متمايز كرده است .
در ايّام تحصيل در مدرسه گاهي شعرهاي كودكانه مي سروده كه موجب تعجّب هم كلاسيها و تشويق معلّمين مي شده است .
ديوان اشعار اميري در 2 جلد به نام « نجواي سهيل » به چاپ رسيده كه در قالب هاي متعدد غزل ، قصيده ، مثنوي ، تركيب بند ، رباعي ودوبيتي در وزنهاي خوش و رديف هاي بكر و بديع و طنز اجتماعي است . چاپ هر دو جلد به اهتمام فرهنگي فرهيخته جناب آقاي كيومرث مؤيدي منتشر شده است . چه اگر ایشان این کار بزرگ را انجام نمی دادند حال چنین دیوانی اصلاً وجود نداشت.
نمونه شعر ایشان :
معلّم
انـوار تـو روشـنگر دل هـاست معـلّم
نـام تـو بـرازنـده و زيـباست معـلّم
در چـرخ ادب اختـر تـابـان كـمالي
ايثـار تـو از كـار تـو پيـداست معلّم
چون شمع فروزان همه در سوز و گدازي
روشن زفروغت دل و جـان هاست معلّم
اندوختي آن گنج كه در سينه به صد رنج
سرمـايـه ي تهـذيب هـويداست معلّم
هـرگـل كه به گلستان ادب گشت شكوفا
از رايـحه ي لطف تـو بـوياست معـلّم
الفاظ دٌرربار تـو چـون ابـر بـهاري
در گلـشن دانـش چـمن آراست معلّم
اين كوشش امروز تو در خدمت فرهنگ
سازنـده ي آيـنده و فـرداست معـلّم
گـر مـام عزيز است و پدر سخت گرامي
قـدر تـو ولـي از هـمه والاست معـلّم
تنـها متـعلّم نه بـه بـال مـهرِتـو دارد
خـرسـند ز تـو خـالق يكـتاست معلّم
هركس كه برد خوشه اي از خرمن فضلت
بارد به سرت گـل زچپ و راست معـلّم
اي تـوده ي زحمتكش و آزاده ي ايران
نام تـو گٌـل سـرسـبد ماسـت معـلّم
در مانده ز وصفت قلم و طبع امـير است
چون قطره كه شرمنده ي درياست معـلّم







تهیه کننده وبلاگ آموزشي :